Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فراخ دل

تلفظ بین المللی : /farˈɑx dˈel/ تلفظ :‌ [faR'Ax d'el]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • دل فراخ
  • فراخ دلی
  • دل افروز فرخ پی
  • فراخلق
  • فرامدل
  • فرایدلسهایم
  • فرایدلیب رونده
  • فراخ
  • فراخ ابرو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فراخ دل. [ ف َ دِ ] ( ص مرکب ) پردل. بی باک. || شکم باره و پرخور : مردی بود از بنی خزاعه نام او سلیمان بن عمرو و کنیتش ابوعینان. مردی فراخ دل و خورنده. ( ترجمه تاریخ طبری ).

فرهنگ عمید

= فراخ آستین: به جود تو که از او حرص تنگ حوصله شد / فراخ دل به مروت گشاده کف به عطا (مجیرالدین بیلقانی: ۱۸ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - پر دل بی باک ۲ - پر خور شکمباره .

کلمات مرتبط

  • دل فراخ
  • فراخ دلی
  • دل افروز فرخ پی
  • فراخلق
  • فرامدل
  • فرایدلسهایم
  • فرایدلیب رونده
  • فراخ
  • فراخ ابرو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات