معانی کلمه : فدرنگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کلون.
۲. چوب گازران که جامه را هنگام شستن با آن می کوبند.
۲. چوب گازران که جامه را هنگام شستن با آن می کوبند.
فرهنگ معین
(فَ رَ ) (اِ. ) ۱ - چوبی که پشت در می انداختند تا در باز نشود. ۲ - چوبی که رختشوی ها رخت را به هنگام شستن به آن می کوبیدند.
فرهنگ فارسی
۱ - چوبی که دقاقان جامه را بدان کوبند و در خانه ها زنان برخت پوشیدنی و غیره زنند و تاه کنند جندره رخت مال ۲ - چوبی که گازران بر جامه زنند و جامه را بدان تاب دهند و بیفشارند ۳ - چوبی گنده و ستبر و قوی که در پس خانه ( سرای ) اندازند تا در گشوده نگردد ۴ - قرمساق .
