Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شهر فرنگ

تلفظ بین المللی : /ʃˈahr fˈaranɡ/ تلفظ :‌ [S'ahR f'aRang]
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • شهر فرنگ از همه رنگ
  • تخم مرغ شهر فرنگ
  • شهر فرنگی
  • شهر فرنگه از همه رنگه
  • شهرفرنگی
  • فرناندو شرر
  • فرودگاه شهری ساحل فرناندینا
  • شهر
  • شهر ارا ی
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

شهر فرنگ. [ ش َ رِ ف َ رَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) نوعی سرگرمی کودکانه و آن چنانست که مقداری تصویرهای گوناگون را طوماروار به یکدیگر چسبانند و دو سر آن طومار رابه دو چوب یا دو نورد بندند و محور را گرد خود گردانند، تصویرها از محوری بگشاید و گرد محور دیگر ببندد. آنگاه این تصاویر را در محفظه ای جعبه مانند قرار دهند و بر دیواره جعبه عدسی ذره بینی تعبیه کنند که آنها را درشت و روشن به بیننده بنماید، آ...

فرهنگ معین

(شَ ر فَ رَ ) (اِمر. ) دستگاه نمایش قدیمی به صورت اتاقکی قابل حمل که تماشاگر با چسباندن چشم خود به دریچة آن فیلم یا تصویری را که به وسیلة ذره بین بزرگ شده بود تماشا می کرد.

دانشنامه آزاد فارسی

جعبه ای مکعب به عرض ۶۰ و طول ۸۰ سانتی متر تا یک متر، که داخل آن سه ذره بین روی چهارپایه ای به ارتفاع ۵۵ سانتی متر نصب شده بود و چراغ کوچکی داشت که موقع نمایش عکس ها روشن می شد. نوار عکس ها را به وسیلۀ دسته ای از پشت ذره بین ها عبور می داد. حرکت سریع دستۀ شهر فرنگ موجب می شد که عکس ها متحرک به نظر آیند. شهر فرنگی، دستگاه را به کول می گرفت و در محله های پرجمعیت به بچه ها و گاه بزرگترها نشان می داد. ...

فرهنگ فارسی

نوعی سرگرمی کودکانه و آن چنانست که مقداری تصویر های گوناگون طومار وار بیکدیگر چسبانند و دو سر آن طومار را به دو سر چوب و محور این تصاویر سازند بدان نحو که چوب یا محو را گرد خود گردانند و تصویر ها از محوری بگشایند و گرد محوری دیگر ببندد .

دانشنامه عمومی

شهر فرنگ نوعی سرگرمی کودکانه است به شکل جعبه ای چهارگوش، سوار بر چهارچرخ و قابل حمل که از سوراخ های دیواره آن عکس های قدیم ایران و عکس های نقاط دیدنی و معروف جهان به نمایش درمی آید. در هنگامی که هنوز سینما و تلویزیون در ایران رواج و رونق نیافته بود بازار شهر فرنگ رونق داشت و کودکان تماشای این تصویرهای متحرک را که با توضیحات متصدی دستگاه همراه بود بسیار دوست می داشتند. در گذشته استقبال مردم از این ...

مترادف و متضاد

diorama (اسم)
تصاویر متغیر، شهر فرنگ

peep show (اسم)
شهر فرنگ

stereopticon (اسم)
شهر فرنگ، چراغ عکس

کلمات مرتبط

  • شهر فرنگ از همه رنگ
  • تخم مرغ شهر فرنگ
  • شهر فرنگی
  • شهر فرنگه از همه رنگه
  • شهرفرنگی
  • فرناندو شرر
  • فرودگاه شهری ساحل فرناندینا
  • شهر
  • شهر ارا ی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات