معانی کلمه : شهر فرنگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(شَ ر فَ رَ ) (اِمر. ) دستگاه نمایش قدیمی به صورت اتاقکی قابل حمل که تماشاگر با چسباندن چشم خود به دریچة آن فیلم یا تصویری را که به وسیلة ذره بین بزرگ شده بود تماشا می کرد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نوعی سرگرمی کودکانه و آن چنانست که مقداری تصویر های گوناگون طومار وار بیکدیگر چسبانند و دو سر آن طومار را به دو سر چوب و محور این تصاویر سازند بدان نحو که چوب یا محو را گرد خود گردانند و تصویر ها از محوری بگشایند و گرد محوری دیگر ببندد .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
diorama (اسم)
تصاویر متغیر، شهر فرنگ
peep show (اسم)
شهر فرنگ
stereopticon (اسم)
شهر فرنگ، چراغ عکس
