Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فامور

تلفظ بین المللی : /fˈɑmuːr/ تلفظ :‌ [f'Amu:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جره و فامور
  • دهستان فامور
  • فاتور
  • فاتوریدن
  • فاخور
  • فاخور امدن
  • فامِر
  • فاورد
  • گنجینۀ فامِر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فامور. ( اِخ ) یکی از دهستانهای چهارگانه بخش مرکزی شهرستان کازرون است که در جنوب خاوری بخش واقع است. آبادیهای آن در شمال ، خاور و جنوب خاوری دریاچه فامور پراکنده شده است. هوای آن گرم و مالاریایی است و آب مشروب و زراعتی آنجا از چشمه و قنات تأمین میگردد. محصول عمده دهستان غلات ، حبوبات ، برنج ، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. از 5 آبادی تشکیل شده و قریه های مهم آن عبارتند از: قلعه نارنجی ،...

فرهنگ فارسی

یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان کازرون و آن در جنوب شرقی بخش واقع است و آبادیهای آن در شمال و مشرق و جنوب شرقی دریاچه فامور پراکنده اند . هوای آن گرم و آب مشروب و زراعتی از چشمه و قنات تامین میگردد . محصول غت حبوبات برنج لبنیات شغل زراعت و گله داری . دهستان مزبور از ۵ آبادی تشکیل شده که جمعیت آنها حدود ۵٠٠ تن است . قرای مهم آن عبارتند از : قلعه نارنجی کرامت آباد مالکی ....

کلمات مرتبط

  • جره و فامور
  • دهستان فامور
  • فاتور
  • فاتوریدن
  • فاخور
  • فاخور امدن
  • فامِر
  • فاورد
  • گنجینۀ فامِر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات