غیبت کردن. [ غ َ / غ ِ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غایب شدن. ناپدید شدن. حاضر نشدن. رجوع به غَیبَت شود. || بد گفتن در پشت سر کسی. بدی و عیب کسی را در غیاب او گفتن. بدگویی کردن از کسی در غیاب وی. از پس مردم بد گفتن. ( ترجمان القرآن علامه جرجانی تهذیب عادل ). زشت یاد. ( فرهنگ اسدی ). غیبَة. غَیبَة.اغتیاب. ( ترجمان القرآن علامه جرجانی تهذیب عادل ) ( تاج المصادر بیهقی ). اِشخاص. اِسقاء. ( تاج المصادر بیه...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بد گفتن پشت سر کسی بدگویی کردن از کسی در غیاب وی .