Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غوص کردن

تلفظ بین المللی : /q1ˈoːs kˈardan/ تلفظ :‌ [q1'o:s k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • غور کردن
  • چون غوک یا قورباغه صدا کردن
  • غور و بررسی کردن
  • غوز کردن
  • غول کاردن پله
  • غوص
  • دهکده غوص
  • رأس الغول
  • ستارۀ برین غول
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

غوص کردن. [ غ َ / غُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فرورفتن در آب. ( ناظم الاطباء ). غوطه خوردن. غوطه زدن. رجوع به غوص شود :
گهر ناید بکف بی غوص کردن.
کاتبی.
|| غور کردن. استقصاء. تعمق. دقت در دانستن حقیقت و کنه چیزی. رجوع به غَوص شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - فرو رفتن در آب غوطه خوردن ۲ - داخل شدن ۳ - تامل کردن در امری .

مترادف و متضاد

duck (فعل)
غوطه ور ساختن، غوطه زدن، غوطه ور شدن، غوص کردن، زیر اب رفتن

skin-dive (فعل)
غوص کردن، زیر ابی رفتن

کلمات مرتبط

  • غور کردن
  • چون غوک یا قورباغه صدا کردن
  • غور و بررسی کردن
  • غوز کردن
  • غول کاردن پله
  • غوص
  • دهکده غوص
  • رأس الغول
  • ستارۀ برین غول
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات