Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غند گشتن

تلفظ بین المللی : /q1ˈand ɡˈaʃtan/ تلفظ :‌ [q1'and g'aStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غند
  • غند شدن
  • غند کردن
  • غند رس
  • گاز غند
  • گرد و غند
  • التهاب غدد لنفاوی
  • طرد غاد و طس
  • غاد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غند گشتن. [ غ ُ گ َ ت َ ]( مص مرکب ) غند شدن. جمع شدن. گرد آمدن :
تیغ وفا ز رنگ جفا سخت کند گشت
بازم بلای هجر غم یار غند گشت.
دقیقی ( از جهانگیری ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جمع شدن گرد آمدن .

کلمات مرتبط

  • غند
  • غند شدن
  • غند کردن
  • غند رس
  • گاز غند
  • گرد و غند
  • التهاب غدد لنفاوی
  • طرد غاد و طس
  • غاد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات