Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غمخانه

تلفظ بین المللی : /q1amxˈɑne/ تلفظ :‌ [q1amx'Ane]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • غم خانه
  • بی غمانه
  • غمانه
  • غانه
  • غماره
  • غمازه
  • غمان
  • غمان امیغ
  • غمخواره
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

غمخانه. [ غ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) ماتم خانه و عزاخانه. خانه ای که در آن عزا برپا باشد. ( ناظم الاطباء ). خانه غم. آنجا که غم و اندوه باشد : رخت جان بربند خاقانی از آنک دل در غمخانه بگشاده ست باز.خاقانی.دوشم درآمد از در غمخانه نیم شب شب روز عید کرد مرا ماه اسمرش.خاقانی.چون ماتم شوی را بسر بردغمخانه به خانه پدر برد.نظامی ( الحاقی ).تیرگی میجوشد از غمخانه افلاکهاشمعبزم خویش را در تحت صرصر سوختم.ط...

فرهنگ عمید

۱. خانۀ غم ، جایی که در آن غم و غصه بسیار باشد ، غمکده ، ماتمکده .
۲. [مجاز] دنیا .
۳. [مجاز] دل پرغم.

فرهنگ فارسی

۱ - خانه ای که در آن غم فرمانروا باشد خانه غم ۲ - عزا خانه ماتم خانه ۳ - دل قلب .

مترادف و متضاد

غمآباد، غمستان، غمسرا، غمکده، ماتمسرا، محنتستان، محنتسرا


کلمات مرتبط

  • غم خانه
  • بی غمانه
  • غمانه
  • غانه
  • غماره
  • غمازه
  • غمان
  • غمان امیغ
  • غمخواره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات