Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غلچه

تلفظ بین المللی : /q1ˈoltʃe/ تلفظ :‌ [q1'oltSe]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • سگ غرچه
  • انوشتکین غرچه
  • شوی غله
  • غلاه
  • غلبه
  • غلبه داشتن
  • غلبه شدن
  • غلبه کردن
  • غلبه کن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

غلچه .[ غ َ چ َ / چ ِ ] (ص ، اِ) روستایی . (برهان قاطع) (جهانگیری ) (آنندراج ). غلچه به معنی روستایی است و به قومی از نژاد ایرانی ساکن افغانستان اطلاق میشود. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || رند و اوباش . (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری ) (آنندراج ). غرچه . احمق و نامرد. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) : زن را به باد داده و غر گشته و شده جویای غلچه ٔ عزب و گنگ بی نماز. سوزنی (از فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ ...

فرهنگ عمید

روستایی ، اهل روستا .

فرهنگ معین

( ~ .) (ص .) نامرد.

(غَ چَ یا چِ) (ص .)1 - روستایی . 2 - اوباش .

(غَ چَ یا چِ ) (ص . )۱ - روستایی . ۲ - اوباش .
( ~ . ) (ص . ) نامرد.

کلمات مرتبط

  • سگ غرچه
  • انوشتکین غرچه
  • شوی غله
  • غلاه
  • غلبه
  • غلبه داشتن
  • غلبه شدن
  • غلبه کردن
  • غلبه کن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات