Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غلبه

تلفظ بین المللی : /q1alˈabeː/ تلفظ :‌ [q1al'abe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • غلبه داشتن
  • غلبه شدن
  • غلبه کردن
  • غلبه کن
  • غلبه کن شدن
  • غلبه کننده
  • غلبه یافتن
  • غلبه یافتن بر
  • غلبه و کثرت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

غلبة. [ غ َ ل ُب ْ ب َ ] (ع مص ) چیره شدن . (منتهی الارب ). به معنی غَلب و غَلَبَة و غُلُبَّة. (از تاج العروس ). رجوع مدخل های مذکور شود.

غلبة. [ غ ُ ل ُب ْ ب َ ] (ع مص ) چیره شدن . (منتهی الارب ). چیره شدن و زبردستی . (آنندراج ). به معنی غَلب و غَلَب و غَلَبَة. (از اقرب الموارد). رجوع به مدخل های مذکور شود. || (اِمص ) چیرگی . || (ص ) رجل غلبة؛ مرد زودخشم ...

فرهنگ عمید

عقعق؛ عکه؛ کلاغ‌پیسه: ◻︎ زاغ سیه بودم یک‌چند نون / باز چو غلبه شدستم دو‌رنگ (منجیک: شاعران بی‌دیوان: ۲۳۶).

۱. چیره ‌شدن؛ چیرگی یافتن.۲. چیرگی؛ پیروزی.۳. (اسم) [قدیمی، مجاز] ازدحام جمعیت.۴. (اسم) [قدیمی، مجاز] فریاد.⟨ غلبه‌ داشتن: (مصدر لازم)۱. چیره و پیروز بودن.۲. [مجاز] بیشتر ‌بودن.⟨ غلبه ‌کردن: (مصدر لازم)۱. چیره و پیروز شدن.۲. [قدیمی، مجاز] فریاد کردن....

فرهنگ معین

(غَ لَ بِ ) [ ع . غلبة ] ۱ - (مص ل . ) پیروز گشتن ، چیره شدن . ۲ - (اِمص . ) چیرگی ، پیروزی . ۳ - تسلط ، استیلا. ۴ - کثرت ، فراوانی . ۵ - (اِ. ) گروه بسیار، جمعیت ، ازدحام . ۶ - بانگ ، فریاد.

دانشنامه آزاد فارسی

غلبه (عرفان)(در لغت به معنی چیرگی و زبردستی) حالتی است خاص که براثر مشاهده یا تخیّل امری بر ادراک صحیح انسان اثر می گذارد. در این حال، فردی که حالت غلبه برایش حاصل شده است ـ و در اصطلاح او را مغلوبٌ علیه خوانند ـ از ادراک صحیح خود و عالم پیرامونش، عاجز می شود و گاه به سخنان یا اعمالی روی می آورد که در حالت طبیعی هیچ گاه گرد آن سخنان و اعمال نمی گردد. صوفیان مشاهدۀ جلال یا جمالِ حضرت حق را دو عامل ...

فرهنگ فارسی

چیره شدن، چیرگی یافتن، چیرگی، پیروزی۱ - ( مصدر ) چیره شدن کسی بر کسی پیروز گشتن ۲ - ( اسم ) چیرگی پیروزی ۳ - استیلائ تسلط ۴ - کثرت فراوانی بسیاری ۵ - کثرت استعمال شیوع ۶ - ( اسم ) گروه بسیار جمعیت ازدحام ۷ - بانگ فریاد . یا غلبه دم . جمع شدن خون در وریدها و شریان های یک عضو هجوم خون در یک عضو احتقان . یا غلبه روییدن . پر پشت روییدن . یا غلبه خون ( دم ) فشار خون اشتداد دم ....

دانشنامه عمومی

غلبه (جماعت). غلبه جماعت و شهرکی در جنوب غربی کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ فرخار ولایت ختلان قرار دارد.
فهرست جماعت های تاجیکستان
wiki: غلبه (جماعت)

مترادف و متضاد

استیلا، پیروزی، تسلط، تصرف، چیرگی، درازدستی، سلطه، سیطره، ظفر، فتح، قهر، نجاح، نصرت

win (اسم)پیروزی، غلبه، برد، فتحprevalence (اسم)شیوع، تفوق، پخش، نفوذ، رواج، غلبه، درجه شیوعvictory (اسم)پیروزی، چیرگی، غلبه، فتح، فتح و ظفر، نصرت، ظفر، فیروزیconquest (اسم)پیروزی، تسخیر، غلبهpredominance (اسم)برتری، تفوق، غلبه، رجحانdomination (اسم)تفوق، استیلاء، تسلط، چیرگی، غلبه، سلطه، فرمانروایی، تحکم، سلط...

فرهنگ فارسی ساره

چیرگ


کلمات مرتبط

  • غلبه داشتن
  • غلبه شدن
  • غلبه کردن
  • غلبه کن
  • غلبه کن شدن
  • غلبه کننده
  • غلبه یافتن
  • غلبه یافتن بر
  • غلبه و کثرت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات