Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غلفچ

تلفظ بین المللی : /q1ˈalaftʃ/ تلفظ :‌ [q1'alaftS]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • غلفتی
  • غلفتی زدن
  • غلفتی کردن
  • غلچ
  • غلفه
  • غلچه
  • غلچگی
  • غلفج
  • غلمچ
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

غلفچ. [ غ َ ف َ /غ َ ل َ ] ( اِ ) زنبور سرخ. ( برهان قاطع ) ( جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ). زنبور عسل. ( برهان قاطع ) : چون ز لب بوسم نمیبخشی بتاهمچوغلفچ نیش بر جانم مزن.( آنندراج ).شمس فخری در معیار جمالی به سکون فا و حرکت لام آورده است. در فرهنگ سروری نیز چنین است. ( از آنندراج ). || به معنی زلو هم گفته اند و آن جانوری باشد که بر هر جای از بدن که بچسبانند خون از آنجا بمکد، و به سکون ثانی بر وزن اع...

فرهنگ معین

(غَ لَ ) (اِ. ) = غلفج : ۱ - زنبور سرخ ، زنبور عسل . ۲ - زلو، زالو.

کلمات مرتبط

  • غلفتی
  • غلفتی زدن
  • غلفتی کردن
  • غلچ
  • غلفه
  • غلچه
  • غلچگی
  • غلفج
  • غلمچ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات