غلطبین . [ غ َ ل َ ] (نف مرکب ) غلطبیننده . آنکه در دیدن خطا و اشتباه کند : گر غلطبین و غلطپندار پنداری مراخاک درچشم غلطبین و غلطپندار زن . سوزنی .این طبیبان غلطبین همه محتالانندهمه را نسخه بدرید و به سر بازدهید. خاقانی .هرکه دندان ضعیفی میکندکار آن شیر غلطبین میکند. مولوی .جای رحم است بر آن چشم غلطبین کز جهل خوابها بیند و بیدار نماید خود را.صائب (از آنندراج )....