معانی کلمه : غلتبان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
غلتک#NAME?
دیوث؛ زنبهمزد.
= غلتک
دیوث، زن به مزد.
دیوث، زن به مزد.
فرهنگ معین
(غَ لْ تَ ) ۱ - (اِ. ) سنگی به شکل استوانه که آن را روی بام های کاهگلی می غلتاندند تا کاهگل سفت شود. ۲ - (ص . ) مردی که آلت دست زنش باشد.
فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) سنگی بشکل استوانه قریب نیم گز که آن را بر سطح بام غلتانند غلتک ۲ - ( صفت ) بی حمیت دیوث .
