Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غلتگاه

تلفظ بین المللی : /q1altɡˈɑh/ تلفظ :‌ [q1altg'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • غلتشگاه
  • غلتشگاه ریل
  • غلتشگاه چرخ
  • غلاه
  • غلتاس
  • غلتاق
  • غلتان
  • غلتاندن
  • غلتاننده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

غلتگاه. [ غ َ ] ( اِ مرکب ) جای غلتیدن. غلطگاه :
ترا این خاک یکسر غلتگاهست
به غلت آسان درو و گردبفشان.
ناصرخسرو.

فرهنگ عمید

جای غلتیدن ، محل غلت زدن: تو را این جای ملعون غلتگاه است / بغلت آسان در او و گرد بفشان (ناصرخسرو: ۱۰۸ ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جای غلتیدن محل غلتیدن .

مترادف و متضاد

skid (اسم)
تخته پل، تیر پایه، ترمز ماشین، تیر حائل، غلتگاه، راه شکست، مسیر سقوط

کلمات مرتبط

  • غلتشگاه
  • غلتشگاه ریل
  • غلتشگاه چرخ
  • غلاه
  • غلتاس
  • غلتاق
  • غلتان
  • غلتاندن
  • غلتاننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات