Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غرود

تلفظ بین المللی : /q1ˈoruːd/ تلفظ :‌ [q1'oRu:d]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غرود نو
  • غرودنو
  • غرودنچ
  • غروده
  • غرودک
  • سرای غرور
  • غدود
  • غنودن
  • غنوده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غرود. [ غ َ ] ( ص ) دختری را گویندکه به شرط بکارت به شوهر دهند و دوشیزه نباشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). زنی را گویند که به شرط دوشیزگی عروس کنند و دوشیزه نباشد. ( جهانگیری ) : نرم نرمک چو عروسی که غرودآمده بودباز آنسوی برندش که از این سو بازآی.ابوالعباس ( از جهانگیری ) ( از فرهنگ رشیدی ).غرند. غرید. ( حواشی برهان قاطع چ معین ). رجوع به غرند شود....

فرهنگ فارسی

دختری را گویند که بشرط بکارت بشوهر دهند و دوشیزه نباشد زنی را گویند که بشرط دوشیزگی عروس کنند و دوشیزه نباشد

کلمات مرتبط

  • غرود نو
  • غرودنو
  • غرودنچ
  • غروده
  • غرودک
  • سرای غرور
  • غدود
  • غنودن
  • غنوده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات