Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ غرواشه

تلفظ بین المللی : /q1arvˈɑʃeː/ تلفظ :‌ [q1aRv'ASe:]
لغت نامه دهخدا
  • غرواش
  • غورواشه
  • غروشه
  • غواشی
  • غرابه
  • غراده
  • غراره
  • غراسه
  • غراش
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

غرواشه. [ غ ُرْ / غ َرْش َ / ش ِ ] ( اِ ) لیف جولاهگان. ( برهان قاطع ). گیاهی است که جولاهان از او مالا ( ماله ) کنند و دسته بندند و کفشگران نیز. ( فرهنگ اسدی نخجوانی ). گیاهی باشد که جولاهگان و کفشگران آن را به لیف کنند و دسته و دسته بندند و بر روی چیزی مالند. ( نسخه ای از فرهنگ اسدی ). گیاهی باشد که جولاهان دسته بندند و بر جامه مالند. ( صحاح الفرس ) : چو غرواشه ریشی به سرخی و چندان که ده ماله از...

کلمات مرتبط

  • غرواش
  • غورواشه
  • غروشه
  • غواشی
  • غرابه
  • غراده
  • غراره
  • غراسه
  • غراش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات