Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ غرنیچی

تلفظ بین المللی : /q1arnˈitʃi/ تلفظ :‌ [q1aRn'itSi]
لغت نامه دهخدا
  • غرنچی
  • غریچی
  • غزنیچی
  • غنیمی
  • غرایچ
  • غرناطی
  • غرنیق
  • غریبی
  • غریبی کردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

غرنیچی . [ غ َ ] (اِ) سرما و زمستان سخت . (برهان قاطع) (اقرب الموارد) (انجمن آرا). به حذف نون نیز دیده شده است . (آنندراج ) (انجمن آرا). سرمای سخت و زمستان و غرنچی به حذف تحتانی مخفف آن است .

غرنیچی . [ غ َ ] (اِخ ) نام شخصی است معین یا غیر معین : چو غرنیچی به محشر زنده گرددبسنجد طاعتش ایزد به میزان کم آید طاعتش گوید خدایاترازو پله دارد سر بگردان .(فرهنگ ن...

کلمات مرتبط

  • غرنچی
  • غریچی
  • غزنیچی
  • غنیمی
  • غرایچ
  • غرناطی
  • غرنیق
  • غریبی
  • غریبی کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات