معنی کلمه : غرغور
لغت نامه دهخدا
غرغور. [ غ ُ ] (ع اِ) نام دیگرغُرَیر است . (از اعلام المنجد). رجوع به غریر شود.
غرغور. [ غ ُ ] ( ع اِ ) نام دیگرغُرَیر است. ( از اعلام المنجد ). رجوع به غریر شود.
غرغور. [ غ ِ رِ ] ( اِخ ) نجیب. اوراست کتاب حدیقة الادب که به سال 1888م. در اسکندریه به چاپ رسیده است. ( از معجم المطبوعات ج 2 ص 1407 ).
غرغور. [ غ ِ رِ ] ( اِخ ) نجیب. اوراست کتاب حدیقة الادب که به سال 1888م. در اسکندریه به چاپ رسیده است. ( از معجم المطبوعات ج 2 ص 1407 ).
