کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : غرش صاغ
تلفظ بین المللی :
/q1ˈorreʃ sˈɑq1/
تلفظ :
[q1'oRReS s'Aq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صاحب غرض
غرش
غرش افکنده
غرش رائج
غرش صوتی
غرش فرنجی
غرش کردن
غرش رعد
غرش کننده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
غرش صاغ. [ غ ِ ش ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) معادل 40 بارةاست. ( از النقود العربیة ص 181 ). رجوع به غرش شود.
فرهنگ فارسی
معادل ۴٠ باره است
کلمات مرتبط
صاحب غرض
غرش
غرش افکنده
غرش رائج
غرش صوتی
غرش فرنجی
غرش کردن
غرش رعد
غرش کننده
نظرات