کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غر-کردن | کلماتور
معانی کلمه : غر کردن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈor kˈardan/
تلفظ :
[q1'oR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
غر و لند کردن
غر
غر افتادن
غر امدن
غر انتهام
غر دادن
غر زدن
غر شدن
غر و غربیله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
غر کردن. [ غ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آهسته سخن گفتن از سر خشم. سخن گفتن اعتراض آمیز. ناخشنودی کردن با کلماتی نامفهوم. غر زدن. غرغر کردن. لندیدن. لندلند کردن. ژکیدن. قرقر کردن. رجوع به مدخل های مذکور شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آهسته سخن گفتن از سر خشم و ناراحتی غرغر کردن .
کلمات مرتبط
غر و لند کردن
غر
غر افتادن
غر امدن
غر انتهام
غر دادن
غر زدن
غر شدن
غر و غربیله
نظرات