Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غدنگ

تلفظ بین المللی : /q1ˈadanɡ/ تلفظ :‌ [q1'adang]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • غدن
  • غنگ
  • غنگ غنگ زدن
  • غرنگ
  • غرنگ و غریو
  • غریو و غرنگ
  • غرنگیدن
  • آلغدن
  • الغدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

غدنگ. [ غ َ دَ ] ( ص ) غدفره. ابله. جاهل. نادان. احمق و بی آرام و بی اندام. ( برهان ) ( آنندراج ). بی اندام و ابله طبع. ( فرهنگ اسدی نسخه خطی نخجوانی ). مرد بی اندام و ابله و نامطبوع. ( فرهنگ اوبهی ). شخص جانورطبع. ( لسان العجم شعوری ). بی اندام. ابله دیدار : همه چون غول بیابان همه چون مار صلیب همه بدزهره به خوی و همه چون کاک غدنگ.قریعالدهر ( از فرهنگ اسدی چ پاول هورن ).مخالفان ترا چون شرنگ باشد ش...

فرهنگ عمید

۱. ابله، نادان، کودن.
۲. بداندام، بدشکل.

فرهنگ معین

(غَ دَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - احمق ، نادان . ۲ - بدشکل ، بد اندام .

کلمات مرتبط

  • غدن
  • غنگ
  • غنگ غنگ زدن
  • غرنگ
  • غرنگ و غریو
  • غریو و غرنگ
  • غرنگیدن
  • آلغدن
  • الغدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات