غبیط. [ غ َ ] (ع اِ) برنشستی همچون پالان بختی یا پالان شتر که بروی هودج بندند. یا پالان خُرد که قَتَب و احنائش یکی باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ، غُبُط. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). هو من مراکب النساء یقتب بشجار و یکون للحرائر دون الاماء. (معجم البلدان ). || آب روی اززمین بلند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مسیل آبی که دربلندی جاری شود. (اقرب الموارد). || زمین پست . زمین فراخ هموار بلنداطراف ...
فرهنگ فارسی
وادئی است نام وادئی است و از آنست صحرائ الغبیط در کتاب ابن السکیت در شعر امریئ القس زمینی است مربنی یربوع را