Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غبغب خروس

تلفظ بین المللی : /q1ˈabq1ab xˈoruːs/ تلفظ :‌ [q1'abq1ab x'oRu:s]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غبغب
  • غبغب انسان
  • غبغب گاو
  • دارای غبغب یا زائده اویخته
  • سیمین غبغب
  • باد به غبغب خود انداختن
  • باد به غبغب یا استین انداختن
  • باد به یا توی غبغب انداختن
  • یاسمین غبغب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غبغب خروس. [ غ َ غ َ ب ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی ، اِمرکب ) طوق زیر گلوی خروس. ( منتهی الارب ). گوشتپاره ای که از زیر گلوی خروس آویزان شود. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

طوق زیر گلوی خروس گوشتپاره که از زیر گلوی خروس آویزان شود

کلمات مرتبط

  • غبغب
  • غبغب انسان
  • غبغب گاو
  • دارای غبغب یا زائده اویخته
  • سیمین غبغب
  • باد به غبغب خود انداختن
  • باد به غبغب یا استین انداختن
  • باد به یا توی غبغب انداختن
  • یاسمین غبغب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات