Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غبار نشاندن

تلفظ بین المللی : /q1ˈobɑr neʃˈɑndan/ تلفظ :‌ [q1'obAR neS'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غبار
  • غبار 1
  • غبار 2
  • غبار آتشفشانی
  • غبار اسیا
  • غبار افشاندن
  • غبار الحلبه
  • غبار الرحی
  • غبار الودگی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غبار نشاندن. [ غ ُ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) گرد زدودن :
تخت گیرد کلاه بستاند
بنشیند غبار بنشاند.
نظامی.
- غبار غم نشاندن ؛ غم از دل زدودن :
هر صبح فتح باب کن از انجم سرشک
بنشان غبار غصه به باران صبحگاه.
خاقانی ( ؟ )

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - زدودن گرد و غبار . ۲ - غبار غم و اندوه را فرو نشاندن .

کلمات مرتبط

  • غبار
  • غبار 1
  • غبار 2
  • غبار آتشفشانی
  • غبار اسیا
  • غبار افشاندن
  • غبار الحلبه
  • غبار الرحی
  • غبار الودگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات