Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غاوش

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑvaʃ/ تلفظ :‌ [q1'AvaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • غاوشنگ
  • غاوشو
  • شارع الغامش
  • سوی غامش
  • غابش
  • غاش
  • غاش غاشی
  • غاشق بالش
  • غاشی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

غاوش. [ وُ / وَ ] ( اِ ) غاووش. غاوشو. در فرهنگ اسدی آمده : آن خیارکه برای تخم بگذارند تا بزرگ شود. ( فرهنگ اسدی ). خیار بزرگی که برای تخم نگاهدارند. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) : فالیزدولتت را چون وقت زرع باشداز پیکر مه و مهر آرد سپهر غاوش.شمس فخری ( از انجمن آرا ).پنداشت دشمن که به اندیشه محال تاند که آتشی بجهاند ز غاوشو.شمس فخری ( از انجمن آرا ).|| خوشه انگور رسیده که آن را نیز جهت تخم ...

فرهنگ عمید

خیار بزرگ تخمی که در پالیز برای تخم نگه دارند.

فرهنگ معین

(وَ یا وُ ) ۱ - خیاری که برای تخم بگذارند تا بزرگ شود. ۲ - خوشة انگور رسیده که برای تخم نگه دارند. غاوشو و غاش نیز گویند.

کلمات مرتبط

  • غاوشنگ
  • غاوشو
  • شارع الغامش
  • سوی غامش
  • غابش
  • غاش
  • غاش غاشی
  • غاشق بالش
  • غاشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات