Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غاشی

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑʃi/ تلفظ :‌ [q1'ASi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • غاش غاشی
  • غاشیه
  • غاشیه بردوش
  • غاشیه دار
  • غاشیه داری
  • غاشیه کش
  • غاشیه بر دوش
  • غاشیه کشیدن
  • غاشیه سوره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

غاشی. ( ع ص ) بی هوش. ( منتهی الارب ) :
قل للذی انا فی هواه غاش
صاد الفؤاد بصدغه الجماش.
ابومنصور ثعالبی ( از ترجمه تاریخ یمینی ).

فرهنگ فارسی

صفت مشبه بی هوش

گویش مازنی

غشو ابزاری که با آن تن ستور را خارانده و تمیز کنند

/ghaashi/ غشو ابزاری که با آن تن ستور را خارانده و تمیز کنند

کلمات مرتبط

  • غاش غاشی
  • غاشیه
  • غاشیه بردوش
  • غاشیه دار
  • غاشیه داری
  • غاشیه کش
  • غاشیه بر دوش
  • غاشیه کشیدن
  • غاشیه سوره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات