Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غاو

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑv/ تلفظ :‌ [q1'Av]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • غاوش
  • غاوشنگ
  • غاوی
  • غاوشو
  • غاویز
  • غاوباره
  • غاورغان
  • غاوه
  • غاووش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غاو. ( اِ ) بر وزن و معنی گاو است که به عربی آن را بقر گویند چه در فارسی غین و گاف تبدیل می یابند. ( برهان ). || سوراخی باشد در زیر زمین جهت خوابیدن گوسفندان و جانوران دیگر. ( برهان ). گوی را گویند که در زیر زمین درست کنند برای جای جانوران و گوسفندان و آن را غال نیز گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). آغل ، لون ، بحسب استعمال شهرهای جنوب خراسان. و در آخر کلمات بهمین معنی ترکیب شود: شبغاو، غژغاو، شوغ...

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) = گاو.
۲. سوراخ و جایی در زمین یا کوه که گوسفندان یا جانوران دیگر در آن به سر ببرند، غار، غال، آغل.

فرهنگ معین

(اِ. ) نک غال .

فرهنگ فارسی

( اسم ) سوراخی که در زیر زمین یا کوه جهت شب خوابیدن گوسفندان و جانوران دیگر کنند غال .

کلمات مرتبط

  • غاوش
  • غاوشنگ
  • غاوی
  • غاوشو
  • غاویز
  • غاوباره
  • غاورغان
  • غاوه
  • غاووش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات