معانی کلمه : غاو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) = گاو.
۲. سوراخ و جایی در زمین یا کوه که گوسفندان یا جانوران دیگر در آن به سر ببرند، غار، غال، آغل.
۲. سوراخ و جایی در زمین یا کوه که گوسفندان یا جانوران دیگر در آن به سر ببرند، غار، غال، آغل.
فرهنگ معین
(اِ. ) نک غال .
فرهنگ فارسی
( اسم ) سوراخی که در زیر زمین یا کوه جهت شب خوابیدن گوسفندان و جانوران دیگر کنند غال .
