Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عیه عیه

تلفظ بین المللی : /ˈejh ˈejh/ تلفظ :‌ ['ejh 'ejh]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عیه
  • عیهب
  • عیهق
  • عیهل
  • عیهم
  • رب العزه
  • ام عطیه
  • رحمه الله علیه
  • سابق العله
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عیه عیه. [ هَِ هَِ ] ( ع صوت مرکب ) زجری است شتران را تا حبس شوند. ( از اقرب الموارد ). بمعنی عاه عاه است. ( از منتهی الارب ). رجوع به عاه عاه شود.

فرهنگ فارسی

زجری است شتران را تا حبس شوند بمعنی عاه عاه است

کلمات مرتبط

  • عیه
  • عیهب
  • عیهق
  • عیهل
  • عیهم
  • رب العزه
  • ام عطیه
  • رحمه الله علیه
  • سابق العله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات