Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عیهب

تلفظ بین المللی : /ejˈahab/ تلفظ :‌ [ej'ahab]
لغت نامه دهخدا
  • عیهبه
  • رفع عیب
  • سامانۀ عیب تاب
  • عهب
  • عهبی
  • عیاب
  • عیابی
  • عیب
  • عیب امدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عیهب. [ ع َ هََ ] ( ع ص ) مرد سست و ضعیف از طلب کینه و ثار. و گران و ناگوار.( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مرد گران وخیم و ناگوار. ومرد ضعیف و سست در طلب کینه خود. ( ناظم الاطباء ). || گلیم بسیارپشم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کساء بسیارپشم. ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

  • عیهبه
  • رفع عیب
  • سامانۀ عیب تاب
  • عهب
  • عهبی
  • عیاب
  • عیابی
  • عیب
  • عیب امدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات