Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عوین

تلفظ بین المللی : /ˈavin/ تلفظ :‌ ['avin]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • عویند
  • العوینه
  • حسین العوینی
  • عوینات
  • ناحیه العوینات
  • ذات العین
  • ذباب العین
  • ذوی العین
  • راس عین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

عوین . [ ع ُ وَ ] (اِخ ) نام مردی است . (از منتهی الارب ).

عوین . [ ع َ ] (ع ص ، اِ) یاری گر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اسم جمع است عَون را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اسم جمع است برای عون ، بمعنی اعوان و یارها. (از اقرب الموارد).

عوین. [ ع َ ] ( ع ص ، اِ ) یاری گر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ...

فرهنگ فارسی

نام مردی است

دانشنامه عمومی

عوین (روستا). عوین (در عربی: عَوین )نام روستایی است در دهستان العَوْد از توابع استان مَحویت در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).جمعیت آن ( 60 ) نفر (5 خانوار) می باشد.wiki: عوین (روستا)...

کلمات مرتبط

  • عویند
  • العوینه
  • حسین العوینی
  • عوینات
  • ناحیه العوینات
  • ذات العین
  • ذباب العین
  • ذوی العین
  • راس عین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات