معانی کلمه : عوین
لغت نامه دهخدا
عوین . [ ع ُ وَ ] (اِخ ) نام مردی است . (از منتهی الارب ).
عوین . [ ع َ ] (ع ص ، اِ) یاری گر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اسم جمع است عَون را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اسم جمع است برای عون ، بمعنی اعوان و یارها. (از اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
نام مردی است
