Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عهد شکستن

تلفظ بین المللی : /ˈaːhd ʃekˈastan/ تلفظ :‌ ['a:hd Sek'astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • عهد
  • عهد الست
  • عهد بستن
  • عهد جدید
  • عهد حضوری
  • عهد درست
  • عهد ذهنی
  • عهد ذکری
  • عهد شکن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

عهد شکستن. [ ع َ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) شکستن پیمان و نقض عهد. ( فرهنگ فارسی معین ). تناقض. انتقاض. ( از منتهی الارب ). نقض. ( از دهار ). اخفار. نکث. ولث. پیمان شکنی : ادا کرده باشم امانت را بی شکستن عهد. ( تاریخ بیهقی ). اگر آن سوگند را دروغ کنم و عهد بشکنم از خدای... بیزارم. ( تاریخ بیهقی ).گرچه زمان عهدم بشکست من عهد خداوند زمان نشکنم.ناصرخسرو.به عهد ایزدی چون من وفا کردم ندارم باک اگر تو عه...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شکستن پیمان نقض عهد .

مترادف و متضاد

backtrack (فعل)عدول کردن، رد گم کردن، عهد شکستنforswear (فعل)انکار کردن، عهد شکستن، باسوگند انکار کردنperjure (فعل)عهد شکستن، سوگند دروغ خوردن، گواهی دروغ دادنviolate a treaty (فعل)عهد شکستنbreach one's promise (فعل)عهد شکستن...

کلمات مرتبط

  • عهد
  • عهد الست
  • عهد بستن
  • عهد جدید
  • عهد حضوری
  • عهد درست
  • عهد ذهنی
  • عهد ذکری
  • عهد شکن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات