Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عنقزه

تلفظ بین المللی : /aːnq1ˈazeː/ تلفظ :‌ [a:nq1'aze:]
لغت نامه دهخدا
  • عنزه
  • عنیزه
  • حربه ٔ عنزه
  • حزم عنیزه
  • عنزقه
  • عنزهانی
  • عنزهو
  • عنزهوه
  • عنقره
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عنقزة. [ ع َ ق َ زَ ] (ع اِ) رایت . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || بلا و سختی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به عنقز شود. || زهر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به عنقز شود.

( عنقزة ) عنقزة. [ ع َ ق َ زَ ] ( ع اِ ) رایت. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || بلا و ...

کلمات مرتبط

  • عنزه
  • عنیزه
  • حربه ٔ عنزه
  • حزم عنیزه
  • عنزقه
  • عنزهانی
  • عنزهو
  • عنزهوه
  • عنقره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات