معانی کلمه : عنزه
لغت نامه دهخدا
عنزة. [ ع َ زَ ] (ع اِ) به همان معنی عنز است . (از اقرب الموارد). رجوع به عنز شود.
فرهنگ عمید
۱. نیزۀ کوتاه.
۲. چوبی بلندتر از عصا که در سر آن آهن نوک تیز باشد و به زمین فرو برود.
۲. چوبی بلندتر از عصا که در سر آن آهن نوک تیز باشد و به زمین فرو برود.
فرهنگ فارسی
ابن اسد بن ربیعه بن نزار از عدنان جدی است جاهلی
