Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عنجد

تلفظ بین المللی : /ˈaːndʒad/ تلفظ :‌ ['a:ndZad]
لغت نامه دهخدا
  • عنجده
  • عجد
  • عسجد
  • عسجدی
  • عناد
  • عناد ورزیدن
  • عنادل
  • عنادی
  • عنج
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عنجد. [ ع َ ج َ / ع َج ُ / ع ُ ج ُ ] ( ع اِ ) مویز، و یا نوعی از آن ، و یا مویز سیاه ، یا هیچکاره ترین آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مویز و یا نوعی از مویز، و مویز سیاه و یا پست ترین مویزها. ( ناظم الاطباء ).دانه مویز را گویند که انگور خشک شده باشد و بعربی عجم الزبیب خوانند. ( برهان ). || دانه انگور. ( از اقرب الموارد ). || فرفیون که گیاهی است. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فرفیون شود....

کلمات مرتبط

  • عنجده
  • عجد
  • عسجد
  • عسجدی
  • عناد
  • عناد ورزیدن
  • عنادل
  • عنادی
  • عنج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات