Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عنتل

تلفظ بین المللی : /ˈaːntal/ تلفظ :‌ ['a:ntal]
لغت نامه دهخدا
  • عِنتِل
  • عنتله
  • طریق العنصل
  • عتله
  • عنبل
  • عنت
  • عنتر
  • عنتر اباد
  • عنتره
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عنتل . [ ع ُ ت ُ ] (ع ص ) سخت و درشت . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || (اِ) تلاق . (منتهی الارب ). تلاق و بظر. (ناظم الاطباء). عنبل . رجوع به عنبل شود.

عنتل . [ ع َ ت َ ] (ع ص ) کفتاری که شکار خود راپاره پاره کند. ج ، عَناتل . (ناظم الاطباء). الضباع العناتل ؛ کفتارهایی که شکار خود را پاره پاره کنند. (ازمنتهی الارب ) (از اقرب ...

کلمات مرتبط

  • عِنتِل
  • عنتله
  • طریق العنصل
  • عتله
  • عنبل
  • عنت
  • عنتر
  • عنتر اباد
  • عنتره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات