عنبر سارا. [ عَم ْ ب َ رِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) عنبر بسیار خوشبوی و خالص. ( از ناظم الاطباء ) : گر شنیدی گفتمت شایسته قولی من تمام پاک و باقیمت که گویی عنبر ساراستی.ناصرخسرو.بر سرت بویا چو مشک و عنبر سارا شودگر تو خاکستر به نام آل او بر سر کنی.ناصرخسرو.در زبان حجت از فر حریم ذوالفقارشعر در معنی بسان عنبر سارا شود.ناصرخسرو.گفتی آن حلقه زلف از چه سفید است چو شیرکه ز خال سیهش عنبر سارا بینند.خاق...