کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : عمر بکری
تلفظ بین المللی :
/ˈomr bˈekri/
تلفظ :
['omR b'ekRi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عمرو بکری
عمر باری
جاده باریک در عمق شمال
عمر
عمر ابزاری
عمر احموسی
عمر ادریسی
عمر ادلبی
عمر ازدی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عمر بکری. [ ع ُ م َ رِ ب َ ] ( اِخ ) ابن محمدبن عبداﷲ. رجوع به عمر سهروردی ( ابن محمدبن... ) شود.
فرهنگ فارسی
ابن محمد بن عبدالله
کلمات مرتبط
عمرو بکری
عمر باری
جاده باریک در عمق شمال
عمر
عمر ابزاری
عمر احموسی
عمر ادریسی
عمر ادلبی
عمر ازدی
نظرات