معانی کلمه : عمر ازدی
لغت نامه دهخدا
عمر ازدی .[ ع ُ م َ رِ اَ ] (اِخ ) ابن محمدبن عبداﷲ. نحوی و لغوی قرن ششم و هفتم هجری . رجوع به عمر شلوبینی شود.
فرهنگ فارسی
ابن محمد بن یوسف ازدی مکنی به ابوالحسین قاضی القضاه عهد المقتدر خلیفه عباسی

عمر ازدی .[ ع ُ م َ رِ اَ ] (اِخ ) ابن محمدبن عبداﷲ. نحوی و لغوی قرن ششم و هفتم هجری . رجوع به عمر شلوبینی شود.