Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : علب

تلفظ بین المللی : /ˈaːlb/ تلفظ :‌ ['a:lb]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • علب الکرمه
  • علباوان
  • علبط
  • علبطه
  • علبه
  • علبوبه
  • علبیه
  • اصحاب علباء
  • علباء
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

علب . [ ع ِ ل َ ] (ع اِ) ج ِ عِلبة. (اقرب الموارد).

علب . [ ع ُ ل َ ] (ع اِ) ج ِ عُلبة. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

علب . [ ع ُ ] (ع اِ) سوسمار. (از اقرب الموارد). سوسمار سالخورده . (ناظم الاطباء).

علب . [ع َ ل ِ ] (ع ص ) هر چیز سخت و رست . (منتهی الارب ) (از اقرب الم...

فرهنگ فارسی

جمع علبه

کلمات مرتبط

  • علب الکرمه
  • علباوان
  • علبط
  • علبطه
  • علبه
  • علبوبه
  • علبیه
  • اصحاب علباء
  • علباء
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات