معانی کلمه : عقد روان
لغت نامه دهخدا
عقد روان. [ ع َ دِ رَ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نکاح متعه. ( غیاث اللغات ). متعه که به مذهب اهل تشیع جایز است ، به خلاف اهل سنت و جماعت. عقد نمکین. ( آنندراج ) :
ای شیشه می عقد دهن بسته نشینی
با جام مکن عقد روان دختر رز را.
ای شیشه می عقد دهن بسته نشینی
با جام مکن عقد روان دختر رز را.
فرهنگ فارسی
نکاح متعه متعه که به مذهب اهل تشیع جایز است بخلاف اهل سنت و جماعت عقد نمکین
