Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عفلق

تلفظ بین المللی : /ˈaːfalq1/ تلفظ :‌ ['a:falq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عفلق میشل
  • میشل عفلق
  • عفلقه
  • طویل العولق
  • عالق
  • عفل
  • عفله
  • عفله زده
  • علق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عفلق. [ ع َ ل َ / ع َ ف َل ْ ل َ ] ( ع ص ) شرم زن فراخ و سست و پرگوشت. ( از منتهی الارب ). || زن گول بدزبان بدکردار. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و لام آن را زائد دانسته اند. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

شرم زن فراخ و سست و پر گوشت زن گول بد زبان بدکردار

کلمات مرتبط

  • عفلق میشل
  • میشل عفلق
  • عفلقه
  • طویل العولق
  • عالق
  • عفل
  • عفله
  • عفله زده
  • علق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات