Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : علق

تلفظ بین المللی : /ˈaːlq1/ تلفظ :‌ ['a:lq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • علق القربه
  • علق سوره
  • گیاه و علق قصیل
  • حب العلق
  • حشیشه العلق
  • قاتل العلق
  • العلق عربستان سعودی
  • ایه 1 سوره علق
  • ایه 10 سوره علق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

علق . [ ع َ ] (اِخ ) مخلاف و ناحیه ایست در یمن . (معجم البلدان ).

علق . [ ع ُ ل ُ ] (ع اِ) مرگ ها. || کارها. || گروه بسیار. (از اقرب الموارد).

علق . [ ع ُ ل َ ] (ع اِ) بلا و سختی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || گروه بسیار. || مرگ ها. || کارها. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || ج ِ عُلقة. (منتهی الارب ) (از اقرب ...

فرهنگ عمید

هر‌چیز خوب و گران‌مایه؛ نفیس و گران‌مایه از هرچیز.
⟨ علق ‌مضنه: [قدیمی] چیزی گرانمایه که به آن بخل می‌ورزند.

۱. نود‌وششمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای نوزده آیه؛ اقرٲ.
۲. (زیست‌شناسی) [قدیمی] زالو.
۳. [قدیمی] خون؛ خون بسته.
۴. [قدیمی] مقداری از گِل که به‌دست می‌چسبد.
۵. [قدیمی] هر چیز آویخته.

هر چیز خوب و گران مایه، نفیس و گران مایه از هرچیز.* علق مضنه: [قد...

فرهنگ معین

(عِ لْ) [ ع . ] (اِ.) 1 - هر چیز گران بها. 2 - جامة نفیس .

(عَ لَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - خون ، خون بسته شده . 2 - مقداری گِل که به دست بچسبد. 3 - زالو.

(عِ لْ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - هر چیز گران بها. ۲ - جامة نفیس .
(عَ لَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - خون ، خون بسته شده . ۲ - مقداری گِل که به دست بچسبد. ۳ - زالو.

فرهنگ فارسی

سوره نود و ششم قر آن مکیه دارای ۱۹ آیه .
( اسم ) خون بسیار سرخ خون ستبر و غلیظ . ۲ - گلی که به دست چسبد . ۳ - زالو .
مرگ ها کارها

دانشنامه عمومی

سورهعلق (به معنی خون بسته یا آویزان) ۹۶امین سورهٔ قرآن و دارای ۱۹ آیه است. بنابر باور مسلمانان، پنج آیهٔ اول سورهٔ علق اولین آیاتی هستند که از جانب خدا بر پیامبر اسلام در غار حرا در کوه نور واقع در مکه نازل شدند. هرچند سورهٔ علق اولین سوره ای نیست که تمام آن بر پیامبر اسلام نازل شده باشد و سه قسمت آن در سه مرحله بر او نازل شده اند. همچنین در قرآن از واژه علق به عنوان یکی از مراحل تکوین جنین یاد شد...

مترادف و متضاد

۱. خون
۲. زالو، لو

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی عَلَقٍ: خون بسته شده ( اولین حالتی که منی در رحم به خود میگیرد )معنی أَلْقِ: بیندازمعنی زَّبَانِیَةَ: فرشتگان موکل بر آتش (زبانیة در کلام عرب به معنای پلیس است ودر سوره مبارکه علق معنایش این است که و ما به زودی پلیسهای موکل بر آتش را که فرشتگانی خشن و پر نیرو هستند صدا میزنیم ، آن وقت است که نصرت هیچ ناصری سودی به حال او نخواهد داشت )ریشه کلمه: علق (۷ بار). علق بر وزن فرس به معن...

کلمات مرتبط

  • علق القربه
  • علق سوره
  • گیاه و علق قصیل
  • حب العلق
  • حشیشه العلق
  • قاتل العلق
  • العلق عربستان سعودی
  • ایه 1 سوره علق
  • ایه 10 سوره علق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات