Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عضوب

تلفظ بین المللی : /ˈozuːb/ تلفظ :‌ ['ozu:b]
لغت نامه دهخدا
  • عضوبر
  • عضوبره
  • عضوبه
  • روان پریشی عضوی
  • سادات عگوب
  • عجوبه
  • عذوبت
  • عضب
  • عضبا
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عضوب. [ ع ُ ] ( ع مص ) چرب زبان گردیدن. ( از منتهی الارب ). عضب شدن. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به عضب شود. || تیز گشتن شمشیر. ( از منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

  • عضوبر
  • عضوبره
  • عضوبه
  • روان پریشی عضوی
  • سادات عگوب
  • عجوبه
  • عذوبت
  • عضب
  • عضبا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات