معانی کلمه : عجوبه
لغت نامه دهخدا
عجوبه. [ ع ُ ب َ ] ( از ع ، اِ ) چیزی که مردم را به شگفت آرد. و این مخفف اعجوبة است :
ای شیخ شهر با که توان این عجوبه گفت
بی پرده گشت شید نهان از ردای تو.و رجوع به اعجوبة شود.
ای شیخ شهر با که توان این عجوبه گفت
بی پرده گشت شید نهان از ردای تو.و رجوع به اعجوبة شود.
فرهنگ فارسی
چیزیکه مردم را بشگفت آرد و این مخفف اعجوبه است
