Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عزره

تلفظ بین المللی : /ˈaːzreː/ تلفظ :‌ ['a:zRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عزره بن قیس احمسی
  • شهادت پسران عزره غفاری در کربلا
  • عبدالله بن عزره خثعمی
  • ذو عسره
  • رب العزه
  • سبع عشره
  • طواف عمره
  • عاره
  • عبره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عزرة. [ ع َ رَ ] (ع اِ) اسدالارض ، که حربا باشد. رجوع به اسدالارض شود.

عزرة. [ ع َ رَ ] (اِخ ) ابن ثابت نصیری . محدث است و از ثمامه روایت میکند. (منتهی الارب ).

عزرة. [ ع َ رَ ] (اِخ ) محله ای است بزرگ درنیشابور. (از معجم البلدان ). و رجوع به عزری شود.

( عزرة ) عزرة. [ ع َ ...

فرهنگ فارسی

ابن ثابت نصیری محدث است و از ثمامه روایت میکند

کلمات مرتبط

  • عزره بن قیس احمسی
  • شهادت پسران عزره غفاری در کربلا
  • عبدالله بن عزره خثعمی
  • ذو عسره
  • رب العزه
  • سبع عشره
  • طواف عمره
  • عاره
  • عبره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات