Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عریکه

تلفظ بین المللی : /aːrˈikeː/ تلفظ :‌ [a:R'ike:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • لین العریکه
  • عریشه
  • عریضه
  • عریضه نگار
  • عریه
  • علیکه
  • علیکه بخشی
  • علیکه تکتش
  • علیکه کوکلتاش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

عریکة. [ ع َ ک َ ] (ع اِ) کوهان یا باقی مانده ٔ آن . (منتهی الارب ). کوهان شتر. (غیاث اللغات ). سنام . (اقرب الموارد). سنام بعیر است ، یعنی کوهان شتر. (مخزن الادویة).جُبلة. کَتَر. || نفس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || طبیعت و خوی : رجل لین العریکة؛ نرم خوی . لانت عریکته ؛ نخوت و تکبر او شکست . (از منتهی الارب ). طبیعت . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ج ، عَرائک . (منتهی الارب ) (اق...

فرهنگ عمید

نفس، طبیعت، خلق، خوی، سرشت.

فرهنگ معین

(عَ کَ یا کِ ) [ ع . عریکة ] (اِ. ) خلق و خوی .

فرهنگ فارسی

نفس، طبیعت، خلق، خوی، سرشت
( اسم ) ۱ - خوی خلق عادت . ۲ - سرشت طبیعت .

مترادف و متضاد

خلق، خو

سرشت، طبیعت، نهاد

۱. خلق، خو
۲. سرشت، طبیعت، نهاد


کلمات مرتبط

  • لین العریکه
  • عریشه
  • عریضه
  • عریضه نگار
  • عریه
  • علیکه
  • علیکه بخشی
  • علیکه تکتش
  • علیکه کوکلتاش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات