Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عریان شدن

تلفظ بین المللی : /orˈijɑn ʃˈodan/ تلفظ :‌ [_oR'ijAn S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عیان شدن
  • بریان شدن
  • کشته شدن عثمان
  • عریان
  • عریان تپه
  • عریان نمودن
  • عریان وش
  • عریان کردن
  • ریشه عریان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عریان شدن. [ ع ُرْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) لخت شدن. برهنه شدن. عور شدن. و رجوع به عریان شود : مگر درخت شکفته گناه آدم کردکه از لباس چو آدم همی شود عریان.فرخی.گفتم ار عریان شود او در عیان نی تو مانی نی کنارت نی میان.مولوی.صبح تیغش تا بباغ سینه عریان میشودخون ز زخمم همچو رنگ از گل نمایان میشود.بیدل ( از آنندراج ).حسن چون بی پرده شد زنهار گرد او مگردبوی خون می آید از تیغی که عریان می شود.صائب ( از آنندر...

فرهنگ فارسی

لخت شدن برهنه شدن

کلمات مرتبط

  • عیان شدن
  • بریان شدن
  • کشته شدن عثمان
  • عریان
  • عریان تپه
  • عریان نمودن
  • عریان وش
  • عریان کردن
  • ریشه عریان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات