Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بریان شدن

تلفظ بین المللی : /bˈerjɑn ʃˈodan/ تلفظ :‌ [b'eRjAn S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • اماده باران شدن اسمان
  • باریاب شدن
  • باران زده شدن
  • نور باران شدن
  • شانه بان
  • باران طلایی شانه ای
  • شارل ژولین بریانشون
  • قضیه بریانشون
  • بریان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بریان شدن. [ ب ِرْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) برشته شدن. کباب شدن. اِنشواء.( از تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). تقلّی. ( از تاج المصادر بیهقی ). نُضج. ( از دهار ) : ز تیغ تو الماس بریان شودزمین روز جنگ تو گریان شود.فردوسی.من از دخت مهراب گریان شدم چو بر آتش تیز بریان شدم.فردوسی.در دلو نور افشان شده ، زآنجا بماهی دان شده ماهی ازو بریان شده ، یکماهه نعما داشته.خاقانی.گاهی ز جان بیجان شدم گاهی ز دل ...

فرهنگ فارسی

برشته شدن کباب شدن .

مترادف و متضاد

grill (فعل)
پختن، بریان کردن، بریان شدن، روی سیخ یا انبر کباب کردن

کلمات مرتبط

  • اماده باران شدن اسمان
  • باریاب شدن
  • باران زده شدن
  • نور باران شدن
  • شانه بان
  • باران طلایی شانه ای
  • شارل ژولین بریانشون
  • قضیه بریانشون
  • بریان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات