Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عروعیر

تلفظ بین المللی : /aːrˈuːʔir/ تلفظ :‌ [a:R'u:?iR]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی
  • عرعر
  • عرعر تلخ
  • عرعر کردن
  • عرعره
  • عرعری
  • عرور
  • عروسی
  • عروسی رفتن
  • عروسی کردن
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عروعیر. [ ] ( اِخ ) بمعنی خرابه ها. و آن نام چند مکان است :1- شهری که در شمال نهر ارنون در موآب واقع و بر أوبین داده شد، که در اول متعلق به سیحون پادشاه آموریان بود، پس از آن حزائیل پادشاه سوریه آن را مفتوح ساخت. و خرابه ها بر محل مرتفعی است که به مسافت 12 میل به مشرق دریای مردآب واقع است و آن را عراعیر گویند.2- شهری است در برابر ربه ، که همان عمان حالیه باشد، و جادیان آن را بنا کردند.3- موضعی اس...

دانشنامه آزاد فارسی

عَروعیر (Aroer)نام چند مکان در عهد عتیق. یکی در اردن در کرانۀ شمالی رود اَرنون که در روزگار باستان شهر مرزی عموریان و سپس سبط رَئوبَین بود، و در عصر اِرمیا نیز به موآبیان تعلق داشت. ویرانه های آن اکنون عَراعیر نام دارد. مکان دیگر در نِقِب (جنوب) یهودا بود و امروزه خِربه عرعریه نام گرفته است.wikijoo: عروعیر...

فرهنگ فارسی

بمعنی خرابه ها

کلمات مرتبط

  • عرعر
  • عرعر تلخ
  • عرعر کردن
  • عرعره
  • عرعری
  • عرور
  • عروسی
  • عروسی رفتن
  • عروسی کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات