معانی کلمه : عرعر تلخ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
درختی است از تیره عرعرها به ارتفاع بیست تا بیست و پنج متر که پوست تنه اش مایل به خاکستری و چوبش سبک و مایل به سفید و کم مقاومت است برگهایش متناوب و شامل سه تا ده زوج برگچه بی کرک و شفاف و گلهایش کوچک و یک پایه و مایل به سفید و شامل پنج کاسبرگ پیوسته و نامساوی و پنج گلبرگ بزرگتر از کاسبرگ است
